الملا فتح الله الكاشاني

148

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كشته شدند چنان كه در سورهء البقره مذكور شد و يا مراد حجت بينه بود كه مصدق دعوى او بود در نبوت * ( وَرَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ ) * و برداشتيم بر زير ايشان طور به مقدار عرض لشگر در وقتى كه امتناع كردند از عمل به آنچه در تورية است و از قبول آنچه موسى بايشان آورده بود * ( بِمِيثاقِهِمْ ) * بسبب پيمان ايشان يعنى تا به جهت خوف وقوع كوه بر ايشان قبول پيمان و عهدى كنند كه حق تعالى بايشان امر كرده بود كه آن قبول ايمان است و گرويدن به آنچه موسى بايشان آورده عمل به آنچه در تورية است ايشان روى بر زمين نهاده و بيك نيمه روى و يك چشم در آن كوه نگاه ميكردند به جهت ترس وقوع آن چنان كه در سورة البقره گذشته پس ملجا شده قبول آن كردند و بعد از آن نقض آن نمودند * ( وَقُلْنا لَهُمُ ) * و گفتيم مر ايشان را بعد از نقض عهد بر زبان يوشع بن نون كه * ( ادْخُلُوا الْبابَ ) * در آئيد بدروازه شهر اريحا * ( سُجَّداً ) * در حالتى كه سجده كنندگان باشيد و آن وقتى بود كه ببيت المقدس رسيدند و خواستند كه از در ديگر باندرون روند ما گفتيم كه از باب ايليا درآئيد و بكلمهء حطه كه بر زبان شما كلمهء استغفار است قايل شويد ايشان از سجده امتناع كردند و از در ديگر داخل شدند و بجاى حطه حنطه گفتند و تفصيل اين نيز در سورهء البقره گذشت * ( وَقُلْنا لَهُمُ ) * و گفتيم مر ايشان را بر زبان داود ( ع ) كه * ( لا تَعْدُوا ) * ستم مكنيد و از حد در مگذريد * ( فِي السَّبْتِ ) * در حكم روز شنبه يعنى در آن روز كسب مكنيد و ماهى مگيريد ايشان از اين تجاوز كردند و ميتواند بود كه اين امر به زبان موسى بوده باشد در زمان رفع طور بر زبر ايشان و ايشان در زمان موسى منقاد اين امر بوده باشند و از احكام سبت تجاوز نكرده و اما در زمان داود نقض عهد نموده از احكام آن اعتداء نموده باشند و بهر طريق به جهت اعتداء مسخ ايشان در زمان داود بود * ( وَأَخَذْنا مِنْهُمْ ) * و فرا گرفتيم از ايشان در هر يك از اين حكمها * ( مِيثاقاً غَلِيظاً ) * پيمان استوار و محكم كه آن قول ايشان بود كه سمعنا و اطعنا * ( فَبِما نَقْضِهِمْ ) * متعلق است به فعل محذوف و ما مزيده از براى تأكيد و تقرير و تقدير است كه سمعنا و اطعناهم بسبب نقضهم يعنى ايشان را معذب ساختيم به مسخ و انواع عقوبت ديگر و لعن كرديم بسبب شكستن ايشان * ( مِيثاقَهُمْ ) * پيمان خود را و ميتواند بود كه متعلق باشد بقوله حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ كه بعد از اين مذكور است پس تحريم طيبات بر ايشان بسبب نقض ميثاق ايشان است و آنچه معطوفست بر آن يا بقوله فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا نه بسبب آنچه مدلول عليه * ( بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها ) * است كه از * ( فَلا يُؤْمِنُونَ ) * است زيرا